تولدی دوباره

فقط برای خواهرگلم

یلدا مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 20:43  توسط your brother  | 

خیلی دلم برای خواهرم تنگ شده.. دوست دارم خواهر گلم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 0:28  توسط your brother  | 

تو ای همرنگ شبها

را درون سینه ات داری

تمام غصه هایت را

بگو با من بگو با من

مجال قفل را بشکن

لبان بسته را بگشا

تمام غصه هایت را

بگو با من بگو با من

تو ای از پاکی شبنم

تو ای ارامش قلبم

بیا جویای عشقم باش

مرا در من ببین یکدم

نمان بی من مشو پر پر

بکن باور بکن باور

مرو از من مزن اتش

تو اغوش مرا خواهر

تو ای خواب لطیف شب

بروی دشتی از گل ها

منم موج روان غم

توئی از وسعت دریا

در اغوشم بگیر خواهر

بمان با من نرو دیگر

سخن با من بگو

که اندو هم شود اخر

بگو با من اگر دردی

به روز برفی وسردی

تو ای سر خوش گل شادم

نگاهم را به تو دادم

بگیر دستان سردم را

که از اوج تو افتادم

تو ای خواهر بکن باور

مجال قفل را بشکن

تمام غصه هایت را

بگو با من بگو با من

ای نفس سینم

خواهر جونم

 ای همه ی جونم

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 0:41  توسط your brother  | 

معما

چرا مارها نمیتونن مسافرت کنن؟.

جواب در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 2:37  توسط your brother  | 

معما

فرض کن راننده اتوبوسی در ایستگاه اول دو نفر سوار .... در ایستگاه دوم

 شش نفر سوار ودو نفر پیاده میشن ودر ایستگاه اخر همه پیاده میشن سن راننده اتوبوس؟


جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 2:36  توسط your brother  | 

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی
دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران Fbi و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند
پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام بدهید
مانع ذهن است . نه اینکه شما یا یک فرد کجا هستید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 2:0  توسط your brother  | 

دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟

یک مرد روحانی، روزی با خداوند مکالمه‌ای داشت: خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟
خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.!

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می‌آمدند. آنها در دست خود قاشق‌هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می‌توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند…
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: تو جهنم را دیدی!
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!
افراد دور میز، مثل جای قبل همان قاشق‌های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند. مرد روحانی گفت: نمی‌فهمم!
خداوند جواب داد: ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم‌های طمع کار تنها به خودشان فکر می‌کنند!

((تخمین زده شده که ۹۳% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد. ولی اگر شما جزء آن ۷% باقی مانده می باشید، این پیام را با تیتر ۷% ارسال کنید..
من جزء آن ۷% بودم! و به یاد داشته باشید، من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما تقسیم کنم))

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:56  توسط your brother  | 

تست میزان اعتیاد شما به اینترنت

تست اعتیاد به اینترنت (IAT) یکی از معتبرترین تست‌های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است.


. در تست IAT هرچه امتیاز شما بیشتر باشد، اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. امتیازها به ترتیب از یک تا پنج هستند که در جلوی هر پاسخ مشخص شده است. در پایان، باید مجموع امتیازاتی را که به بیست پرسش زیر می دهید، جمع بزنید و میزان اعتیاد به اینترنت خود را مشخص کنید :

۱٫ چقدر بیشتر از آنچه که قصد دارید، در اینترنت می مانید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۲٫ چقدر بخاطر آنلاین ماندن، اعضای خانواده را نادیده گرفته اید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۳٫ چقدر اینترنت را به بودن با همسرتان ترجیح می دهید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۴٫ چقدر از طریق اینترنت، با کاربران دیگر رابطه برقرار می کنید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۵٫ چقدر دیگران از شما، بخاطر میزان آنلاین بودن تان شاکی هستند؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۶٫ چقدر بخاطر اینترنت، نمرات و کارهایتان در مدرسه اُفت کرده است؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۷٫ چقدر ایمیل هایتان را پیش از کارهای ضروری دیگرتان چک می کنید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۸٫ چقدر عملکرد کاری و بهره وری شما، بخاطر اینترنت آسیب دیده است؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۹٫ وقتی از شما می پرسند که چه کارهایی آنلاین انجام می دهید، چقدر در موضع تدافعی یا پنهان کاری قرار می گیرید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۰٫ چقدر افکار آزار دهنده در زندگی را با افکار آرام بخش در اینترنت خنثی می کنید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۱٫ چقدر وقتی در اینترنت هستید، احساس می کنید توان پیش بینی امور را دارید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۲٫ چقدر فکر می کنید که زندگی بدون اینترنت، چیزی کسالت بار؛ تهی و بی لذت است؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۳٫ چقدر وقتی کسی هنگام آنلاین بودن مزاحم شما می شود، غُر می زنید؛ فریاد می زنید یا عصبانی می شوید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۴٫ چقدر بخاطر قطع نکردن اینترنت، دچار بی خوابی هستید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۵٫ چقدر فکر می کنید در حالت آفلاین، حواس پرتی دارید؛ ولی در حالت آنلاین بهتر هستید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۶٫ چقدر وقتی آنلاین هستید این جمله را بکار می برید: فقط چند دقیقه مونده، الان میام.

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۷٫ چقدر سعی کرده اید از میزان آنلاین بودن خود بکاهید و موفق نشده اید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۸٫ چقدر سعی دارید میزان آنلاین بودن تان را از دیگران مخفی کنید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۱۹٫ چقدر میزان آنلاین بودن را به بیرون رفتن با دیگران ترجیح می دهید؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

۲۰٫ چقدر وقتی آفلاین هستید، احساس افسردگی و عصبیت دارید که با آنلاین شدن از بین می رود؟

الف. به ندرت (۱ امتیاز)
ب. گاه گاهی (۲ امتیاز)
پ. غالباً (۳ امتیاز)
ت. خیلی زیاد (۴ امتیاز)
ث. همیشه (۵ امتیاز)

نتیجه تست :

- جمع نمرات بین ۲۰ تا ۴۹ = شما یک کاربر معمولی هستید.
- جمع نمرات بین ۵۰ تا ۷۹ = دارید دچار مشکل اعتیاد اینترنتی می شوید، مراقب باشید.
- جمع نمرات بین ۸۰ تا ۱۰۰ = شما به اکثر پرسش ها، نمرات ۴ یا ۵ داده اید. شما دچار اعتیاد اینترنتی هستید و باید مشکل تان را در اسرع وقت حل کنید. واقعاً فکر کنید که اگر در پرسش دوم، جواب شما با کسب ۴ ی ۵ امتیاز بوده است؛ چه بر سَر خودتان آورده اید؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:50  توسط your brother  | 

شخصیت خود را با این ۷سوال بشناسید

به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و شخصیت خودتان را محک بزنید.

۱ـ دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟

آبی تیره، شفاف،  گل آلود، سبز

۲ـ کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

۳ـ فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر

۴ـ این رنگ ها را ترجیح می دهید چگونه اولویت بندی شوند؟
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

۵ـ دوست دارید از نظر ارتفاع در کدام قسمت کوه باشید؟

۶ـ در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای، سیاه یا سفید

۷ـ طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه

. . .
. .
.
.
.
.
.
.
.
پاسخ ها :
۱٫ آبی تیره: دارای شخصیتی پیچیده.
شفاف: به سادگی قابل درک.
سبز: آسان گیر و بی خیال.
گل آلود: آشفته و سردرگم.

۲٫ دایره: سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرای و خود محور هستید.
مثلث: یک دنده و لجباز. (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)

۳٫ بله: شما آدم فرصت طلبی هستید.
خیر: آدم فرصت طلبی نیستید.

۴٫ این سئوال، اولویت های شما در زندگی را مشخص می کند.
قرمز: شهوت و دلبستگی.
آبی: دوستان و روابط.
سبز: شغل و حرفه.
سیاه: مرگ.
سفید: ازدواج.

۵٫ میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد.

۶٫ قهوه ای: فروتن و خاکی.
سیاه: غیرقابل پیش بینی و سرکش و هیجان انگیز.
سفید: برتر و مغرور و تاثیرگذار.
۷٫ این سئوال، اولویت های شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر.
خانه: فرزندان.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:44  توسط your brother  | 

* روش های افزایش اعتماد به نفس

به گزارش خبرنگار گروه «نیمرخ» برنا، اشخاصی که اعتماد به نفس بالایی دارند، ارزش خود را برای دوست داشتن دیگران و مورد علاقه واقع شدن از سوی آنان حفظ می‌کنند. خود را شایسته توجه دانسته و دیگران را نیز مورد توجه قرار می‌دهند. حرف‌های دیگران را می‌شنوند. ارزش خود را برای شناخت خود و اطرافیان حفظ می‌کنند. خود و دیگران را تشویق به انجام کارهای خوب کرده و برای خوب بودن و شناخت دیگران به عنوان انسان‌های خوب تلاش می‌کنند. آنچه در ادامه می‌خوانید راهکارهایی برای افزایش اعتماد به نفس است که حجت الاسلام مهدی گرجی آن را بیان نموده است:

۱ -در مقابل آینه بایستید و از خود تعریف کنید: این کار در کسب اعتماد به نفس، بسیار مؤثر است. هر روز صبح چند دقیقه این کار را انجام دهید. سعی کنید هنگام نگاه کردن در آینه به موارد مثبت چهره خود نگاه کرده و از آن تعریف کنید.

۲- در حال زندگی کنید: اگر در حال زندگی کنید و تمام انرژی خود را متوجه زندگی در لحظه نمایید، فردای شما هم تضمین خواهد شد. چرا که فردای شما محصول عملکرد صحیح امروز شما است. اگر عمر خود را در حسرت دیروز با نگرانی فردا سپری کنید، لحظه‌ها را از دست خواهید داد و این به معنی از دست دادن فردا نیز می‌باشد.

۳- دست دادن خودرا محکم‌تر کنید: به اصطلاح شل و وارفته دست ندهید، به خصوص اگر نظامی هستید، محکم و قدرتمند دست بدهید و همچنین گرم و صمیمانه.

۴- به موفقیت‌های خود نگاهی بیندازید: از موفقیت‌هایی که تاکنون داشته‌اید، برای خود لیست تهیه کرده و همراه خود داشته باشید و هرگاه احساس عدم اعتماد به نفس کردید، نگاهی به آن بیندازید.

۵- به خودتان تبریک بگویید: حتی از گفتن جمله‌هایی مانند شب بخیر و دوستت دارم به خود امتناع نورزید. حتی برای خود جشن تولد بگیرید و در کل به خودتان برسید.

۶- نیروی نگاه خود را تقویت نمایید:
افراد نظامی به خصوص آن‌هایی که در شغل فرماندهی بوده‌اند ناخودآگاه نیروی قدرتمندی دارند، اگر می‌خواهید به این مرحله برسید، تمرین مؤثر زیر را انجام دهید: «ساچمه‌ای سیاه را در وسط سینی قرار دهید، و سعی کنید با نگاه خود از فاصله ۲ متری آن را حرکت دهید.»

۷- همیشه با خود مبلغی پول داشته باشید: وجود مقداری پول در جیب و کیف شما، اعتماد به نفستان را زیاد می‌کند، تاکنون شما شاید این موضوع را بسیار تجربه کرده باشید.

۸- مهم‌تر از همه نه گفتن را یاد بگیرید: بسیاری از افراد، قدرت نه گفتن را ندارند و این موارد برای آنان مشکل‌هایی ایجاد نموده است. اگر پیشنهاد یا درخواستی به شما می‌شود که میل ندارید آنرا بپذیرید، با قاطعیت اما با احترام بگویید نه.

۹- فکر کنید که اعتماد به نفس بی‌نظیری دارید: هرگز این فکر را به خود راه ندهید که اعتماد به نفس ندارید، همیشه سعی کنید نسبت به خود فکرهای مثبت و والایی داشته باشید. اگر خودتان فکر کنید که اعتماد به نفس ندارید، چه‌طور انتظار دارید که دیگران فکر کنند که شما اعتماد به نفس دارید. فراموش نکنید که به هرچه فکر کنید، به سرتان می‌آید. اگر فکر کنید که کاری را نمی‌توانید انجام دهید به طور حتم نمی‌توایند. آنچه مهم است، فقط افکار شماست.

۱۰- سرعت راه‌رفتن خود را بیشتر کنید: کسی که اعتماد به نفس دارد گام‌های مستحکم بر می‌دارد و هدفمند راه می‌رود. قوی، قدرتمند و پر انرژی باشید.

۱۱- سر خود را بالا نگه دارید: این کار باعث می‌شود جریان خون از قلب به مغز (خون شریانی) و از مغز به قلب خون وریدی) به آسانی انجام پذیرد. حجم ریه‌ها افزایش یابد و در واحد زمان، اکسیژن بیشتری با خون مبادله شود. راه‌های هوایی از قبیل نای، نایژه‌ها، حلق وبینی تا حدودی در یک امتداد قرار گیرند و تنفس، راحت‌تر شود، میزان دید بیشتر شود، به برازندگی ظاهری شخص کمک کند و از همه مهم‌تر، اعتماد به نفس شخص را زیاد می‌کند.

۱۲- با ترس خود روبه‌رو شوید: مطمئن باشید چیزی که از آن ترس دارید به آن بدی که شما فکر می‌کنید نیستند. روبه‌رو شدن با آنچه شما از آن می‌ترسید باعث افزایش اعتماد به نفس می‌شود.

۱۳- صحبت کنید: اغلب اوقات در مورد یک موقعیت با یک شخص دچار توهماتی می‌شویم که درست نیستند، اگر شک و تردید و سؤالی برای شما پیش بیاید و آن را رفع نکنید، این شک و تردید روی رفتار شما تأثیر می‌گذارد.

۱۴- مغلوب نشوید: چیز دیگری را انتخاب کنید. شما با یک تجربه ناموفق مغلوب نمی‌شوید، به این فکر کنید که آیا هیچکس قبل از موفقیت شکست نخورده است. تنها چیزی که احتیاج دارید یک راه متفاوت است.

۱۵- عذر تراشی نکنید: شایع‌ترین بهانه‌ای که می‌تواند در برابر هر تغییر مثبتی آورده شود، این است که من ذاتاً این‌طور هستم یا من این‌طور بزرگ شده‌ام، خیر، عذر شما پذیرفته نیست.

۱۶- مهارت‌های ارتباطی خود را گسترش دهید: در واقع خود باوری و اعتماد به نفس ریشه در ارتباط با دیگران دارد. داشتن ارتباط اجتماعی به افراد کمک می‌کند تا واقعیت‌هایی را در مورد خود بدانند. این افراد می‌آموزند که در درون اجتماع برخی از افراد توانایی‌های بیش‌تر از آن‌ها و برخی دیگر توانایی‌های کمتر از آن‌ها دارندو در واقع آن ها می‌آموزند که کم توان‌ترین افراد جامعه در همه ویژگی‌ها نیستند.

۱۷- در اجتماع بودن را تمرین کنید: به فعالیت‌هایی ملحق گردید که همواره در ارتباط با دیگران باشید، مانند: باشگاه، کلاس‌های ورزشی، انجمن‌های دانشجویی و کلوپ‌های تفریحی، در این محیط‌ها همواره باید اجتماعی بوده و با مردم معاشرت کنید. پس از مدتی خواهید دید ارتباط با دیگران برایتان عادی و راحت می‌شود.

۱۸- از طرد شدن نهراسید: یکی از عامل‌های اصلی در اعتماد به نفس پایین، ترس از عدم پذیرش (طرد شدن) است. آنچه را که فکر می‌کنید درست است انجام دهید. به یاد داشته باشید این انتظار اشتباهی است که بخواهیم همیشه مورد پذیرش و تأیید دیگران باشیم.

۱۹- نگرش مثبت داشته باشید: سعی کنید به موفقیت‌ها و نکات قدرت خود فکر کنید. ترفند کار در این است که خود آگاه (تمرکز حواس به خود) نباشید. اعتماد به نفس پایین، تردید و دودلی هنگامی رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. در عوض افکارتان را سراسر به شخصی که در حال گفت‌وگو هستید متمرکز گردانید. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم اینکه طرف مقابل از توجه شما خرسند و مشعوف خواهد شد.

۲۰- توقعات خود را کاهش دهید: همیشه عالی بودن غیر ممکن است افرادی که می‌خواهند همیشه عالی باشند هیچ‌کاری را انجام نمی‌دهند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:42  توسط your brother  | 

شخصیت شناسی شما از روی شکلات مورد علاقه

به گزارش البرز نیوز، شخصیت آدمها را می توان از علاقه آنها به شکلات های مختلف حدس زد


شکلاتهای توت فرنگی

تنها یک شکلات در داخل جعبه وجود دارد که کاغذ پیچیده به دور آن ، نشان می دهد داخلش توت فرنگی است . تحقیقات نشان می دهد افرادی که به دنبال این شکلات غیر معمول هستند ، دوست دارند که کمی با دیگران متفاوت باشند و نسبت به این مساله نیز احساس غرور می کنند .

هیچ گاه با جمع یکسان نیستند و از درون احساس منحصر به فرد بودن می کنند و دوست دارند دیگران هم آن را بدانند . اگر تمام بچه ها برای رفتن به سینما نقشه بکشند ، شما رفتن به پارک یا تئاتر را ترجیح می دهید . شما از اینکه خلاق و غیر عادی به نظر بیایید ، لذت می برید و این دلیل منحصر به فرد بودن شماست !

شکلاتهای سفتی که داخل آنها بادام است

افرادی که شکلاتهای سفت و سخت را دوست دارند ، یعنی شکلاتهای با بادام ، بادام زمینی و یا گردو ، معمولاَ افرادی سنتی هستند که همیشه خود را مانند کوه مقاوم می بینند . شما خود را مانند کوهی می بینید که اعضای خانواده می توانند به شما تکیه کنند . شخصیت (( شکلات بادامی )۹ شما زبانزد همگان است و شما به این توان و قدرت خود افتخار می کنید . این همت و غیرت شما به شما اجازه می دهد که یک محیط امن برای خانواده خود درست کنید . شما با کمک دستان و نیروی فکری خود ، مشکلات را از سر راه بر می دارید.

شکلاتهای کارامل دار

اگر عاشق شکلاتهای کارامل دار هستید ، هیچ گاه احساس و علاقه خود را به چیزهای بچگانه و گاهی اوقات مسخره ، از دست نمی دهید . شکلاتهای کارامل دار ، شکلاتهای استانداردی هستند که هر کس در بچگی آنها را امتحان کرده ، صد در صد برای مدتی عاشقش بوده است . هیچ شکی نیست که این شکلاتها ، محبوبترین شکلات نزد بچه هاست . اگر هنوز آنها را دوست دارید ، روان شناسان می گویند که شما هنوز قلباَ یک بچه هستید و در عوالم بچگی خود سیر می کنید ! و بسیاری از عکس العملهای شما نیز ناشی از همین رفتار است.

شکلاتهای کرم دار

تعداد شکلاتهای کرم دار از ا نواع آن بیشتر است ! تحقیقات نشان می دهد که این شکلاتها بسیار محبوب و مورد علاقه همگان است . افرادی که عاشق این نوع شکلات هستند ، خود را سنت گراهایی می دانند که ترجیح می دهند همه چیز را با ارقام حساب کنند . این امر حتی شامل دیگر افراد ، شغل افراد و موارد دیگر هم می شود ! شما دائماَ به دنبال چیزهای نو هستید هر چند اصل برای شما (( کلاس بالا )) بودن وسیله مورد نظر است . حمایت شما از افراد خانواده نیز بی نظیر است ! شما دوست دارید این حالت خود را به رخ دیگران بکشید ، حتی اگر این افراد ، خانواده شما باشند!

شکلاتهای لقمه ای مانند ((ترافل )) ها

بیشتر از دیگر شکلاتها ، علاقه بیشتری به این نوع شکلاتها وجود دارد . بر اساس تحقیقات به عمل آمده ، افرادی که عاشق انواع شکلاتهای لقمه ای هستند ، نسبت به همه چیز خود را برتر دیده و خود را لایق بهترین ها می دانند و درست مانند آنها ، شما بیشترین ارزش را برای خود قائل هستید ! ( این شکلاتها معمولاَ گران ترین شکلاتها هستند ) حتی اگر قادر به خرید بهترین بلوز ابریشمی نباشید ، اما می دانید که این بلوز زیبا تنها برازنده شماست و سعی می کنید حتی اگر مدتها طول بکشد با به دست آوردن آن ، برای خود جشن کوچکی بگیرید ! شخصیت لقمه ای شما ممکن است لایق بهترینها باشد ، اما این (( بهترین )) ها همیشه تنها محدود به شما نمی شود ! فراموش نکنید!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:39  توسط your brother  | 


دارم به خواهر زاده ام دیکته می گم… رسیده آخر خط، می گه برم سر خط؟

پـَـ نه پَــ، بقیشو رو فرش بنویس!

 

داشتیم تو خیابون قدم می زدیم که یهو صداى ترمز شدیدى اومد و دو تا پا که

یکى عمودى یکى افقى رو هوا بود… خلاصه ملت جمع شدن بالای سر طرف،

که در این هنگام راننده پیاده شد و در کمال خونسردى گفت: آقا چیزیتون شد؟

یارو هم با همون وضع و صورت خونى مالى در حالی که به سختى نفس می کشید

 گفت: پـَـ نه پَــ، خودمو انداختم زمین از داور پنالتى بگیرم!

راننده گفت: نمکدون! منظورم اینه که می خواى زنگ بزنم اورژانس؟


یارو گفت: پـَـ نه پَــ، زنگ بزن برنامه نود، عادل اینا کارشناسى کنن صحنه پنالتى

 بود یا نه!

 

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه

ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:

آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟

پـَـ نه پَــ، می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:34  توسط your brother  | 

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور
انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:27  توسط your brother  | 

چرچیل و راننده تاکسی

چرچیل(نخست وزیر اسبق بریتانیا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت.

هنگامی که به آن جا رسید به راننده گفت آقا لطفاً نیم ساعت صبر کنید تا من برگردم.

راننده گفت: “نه آقا! من می خواهم سریعاً به خانه بروم تا سخنرانی چرچیل را از رادیو گوش دهم” .

چرچیل از علاقه‌ی این فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و یک اسکناس ده پوندی به او داد.

راننده با دیدن اسکناس گفت: “گور بابای چرچیل! اگر بخواهید، تا فردا هم این‌جا منتظر می‌مانم!”

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:25  توسط your brother  | 

دلم گرفته

دلم گرفته است،دلم به اندازه ی غروب،به اندازه ی تک درختی

در کویر گرفته است  ...

دلم به اندازه ی بغض پرنده ای که می پرد و در ملکوت دور افق

 گم می شود ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:11  توسط your brother  | 

فاصله

 فقط فاصله است که دوری من و تو را نشان میدهد                                      

فقط فاصله است که میداند چقدر دلم برایت تنگ شده است

اگر به این فاصله بگویم که تمام حرفهایم را برایت بگوید نمی تواند

 چون این حرفها آن قدر زیاد است که انداره آن از فاصله مرگ تا

 زندگی است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1390ساعت 1:6  توسط your brother  | 

این فکر که اگه یه روز تو نباشی منو داغون میکنه تنها یادو فکر تو که به من حس زندگی میده واین حس چه حس زیباییه وچقدر من این حسو دوست دارم وای کاش سرنوشت ما جور دیگری بودنمیدونم چرا نفس هایم سنگینه نمیدونم چرا بعضی از شبا یه حس عجیبی بهم دست میده  حسی که منو تا مرض نابودی میبره کنترل این حس برای من خیلی دشوار شده الان با کوچیکترین چیزی بغضم میشکنه کاش پیش هم بودیم واینقدر از هم دور نبودیم.خواهرجون   زندگی بدون تو برای من معنایی نداره با وجود تو که برای من زیبا میشه دوست داشتم الان کنارم بودی من فقط نگات میکردم وگریه میکردم .....زندگیم متعلق توست.... وای که چقدر دلتنگتم

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 21:13  توسط your brother  | 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 21:0  توسط your brother  | 

پ ن پ

به حشمت فردوس میگن:اگه غلامی رو گیر بیاری ازش

 انتقام میگیری؟

گفت:بِکی,پــ نه پــ میفرستمش برام مواد بیاره...اُفتاد؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 19:41  توسط your brother  | 

ap ba mobile

salam in avalin barie ke ba mobile op mikonam ekhtesasi bara khaharam ..khahar jon kheyli doset daram
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390ساعت 14:55  توسط your brother  | 

زندگی با تو بهتره

عشق من وتو تو ی قلبم میمونه

لمس دست تو تو ی قلبم میمونه

تو هستی بامن تو رویای شبونه

فکر تو هستم بااین دستای سردم

زندگی باتو بهتره می خوام عاشقت بمونم

 نگو حرف رفتنو  بی تو من نمیتونم

عشق من وتو توی قلبم میمونه

عطر دست تو تو ی یادم میمونه

روزهای باتو هرگز یادم نمیره

وقتی تو هستی قلبم اروم میگیره

زندگی باتو بهتره می خوام عاشقت بمونم

 نگو حرف رفتنو  بی تو من نمیتونم

زندگی باتو بهتره بزار تو دنیات بمونم

نگو حرف رفتنو بی تو من نمیتونم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 2:42  توسط your brother  | 

به بهانه شروع ترم جدید دانشگاه ها

فرهنگ لغت دانشجویی:

اعتراض دانشجو : بايكوت

شماره دانشجويي : مدرك جرم

اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

روز پرداخت وام دانشجو : روز فرشته

دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

دانشجوي مشروطي : مردي كه موش شد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

كلاس هاي ساعت 12-2: خواب وبيدار

رئيس دانشگاه : مرد نامر

تصويب شهريه براي دانشجويان : تاراج

استاد راهنما : گمشده

به دنبال سرويس : دونده

آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي

ازدواج دانشجوئي : عروسي خوبان

دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده

بوفه دانشگاه : غارتگران

سرويس دانشگاه : اتوبوسي بسوي مرگ

اميد به بهبود اوضاع : توهم

غذاي امروز : سلف self

گردهمايي استادان : دسيسه

كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتان

پاس كردن يك درس: يكبار براي هميشه

ژتون فروشي : آژانس شيشه اي

علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان

رئيس دانشكده : سناتور

التماس براي نمره : اشك كوسه

امور دانشجويان : سايه شوگان

سوار شدن به اتوبوس : يورش

نماينده كلاس : بهترين فرد بد

ترم آخر : بوي خوش زندگي

پايان نامه : زندگي ديگر هيچ
سالهاي پيش از دانشگاه : آن روزهاي خوش

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

ثبت نام ترم جديد : ده فرمان

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

خوابگاه شهرك : اينجا آخر دنياست

دانشجوي پزشكي : به خاطر يك مشت دلار

دانشجوي اد بيات : نان و شعر

وام تحصيلي : جهيزيه رباب

خوابگاه دا نشگاه : خانه كوچك

خانواده دانشجويان : بينوايان

دانشگاه آزاد : جيب برها به بهشت نمي روند

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

دانشجوي فوق ليسانس : قهرمان قهرمانان

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

استاد دانشگاه : يك گروه خشن

اولين امتحان : اولين خون

شب امتحان : امشب اشكي ميريز

مراقبين امتحان : سايه عقاب

شاگرد اول كلاس : مردي كه زياد مي دانست

تقلب : عمليات سري

تدريس در دانشگاه : تجارت

روز دريافت كارنامه : روز واقعه

تعطيلات بين ترمي : روزهاي خوب زندگي

دانشجوي فارغ التحصيل : ديوانه از قفس پريد

مسئول خوابگاه : كاراگاه گجت

انصراف دادن : فرار بسوي خوشبختي

ادامه تحصيل تا دكترا : ديدار در استانبول

وعده رئيس دانشگاه : بلوف

تصويه حساب : خط پايان

شيريني گرفتن از فارغ تحصيلي : ضربه آخر

عمر دانشجو : بر باد رفته

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 1:18  توسط your brother  | 

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

 

امشب وسعت شانه هایت را کم آورده ام

شانه هایی که هیچگاه سر برویشان نگذاشته ام...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 22:36  توسط your brother  | 

مي گويند : که تنها يک دقيقه طول مي کشد تا دوستي را پيدا کنيد ،

 يک ساعت طول مي کشد تا از او قدرداني کنيد ،

 اما يک عمر طول مي کشد تا او را فراموش کنيد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 22:24  توسط your brother  | 

جوک ورزشی

ایران دومین مصرف کننده مواد مخدر در جهان است

خجالت نمی کشید ؟

یه خرده همت کنید تا قهرمانی راهی نیست !

                              

بروسلی رو کشتن .تختی روکشتن. داداشی رو کشتن. ولی تا

 حالا دیدی یه آدم معتاد رو بکشن؟

نتیجه اخلاقی: ورزش بیشتر از اعتیاد برای سلامتی ضرر داره…!

                       

قاتل داداشی از قاضی میپرسه : حالا منو اعدام میکنید؟

قاضیه میگه : نه پس میری مرحله بعد با محراب فاطمی مبارزه میکنی...

                                   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 9:40  توسط your brother  | 

ای خدا چرا

ای خدا چرا بعضی از ادما اینطوریند چرا بعضی از ادما فقط دنبال

 ازار دیگرانندوازینکه بغضی در طرف ایجاد کنند خوشحال میشوند

و این بغض شکسته گناه چه کاریست ازین کارشان چه سودی

میبرند چرا اینگونه زندگی میکنندوبه دنبال چه میگردند خسته

شدم از اینجور ادما از اینکه باید انها را تحمل کنم وچیزی نتونی

 بگی ..........اخه چی بگی.... من که نمیتونم ذات ادمارو تغییر

 بدم ای خدا کاش در جایی زندگی میکردم  که کسی منو

 نمیشناخت وازاد برای خودم زندگی میکردم وبا اینجور ادما  برخورد

 نمیکردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1390ساعت 2:35  توسط your brother  | 

چقدر خنده داره

* چقدر خنده داره که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت
 
فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
                                      
                                          
* چقدر خنده داره که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار
 
هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم
 
به چشم میاد!

                                          
* چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت طولانی به نظر میاد
 
اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می گذره!
                                        
* چقدر خنده داره که خوندن یک صفحه و یا بخشی از كتاب
 
 آسماني سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترین
 
کتاب رمان دنیا آسونه !
                                         
* چقدر خنده داره که سعی می کنیم ردیف جلو صندلی های
 
یک کنسرت یا مسابقه رو رزرو کنیم اما در برنامه عبادت به آخرين
 
صف ها تمایل داریم!
                                       
* چقدر خنده داره که شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم
 
اما سخنان ديني رو به سختی باور می کنیم!
 
                                      
* چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل
 
به دیگران ارسال می کنیم به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته
 
بشه همه جا رو فرا می گیره اما وقتی سخن و پیام الهی رو
 
می شنویم دو برابر در مورد گفتن یا نگفتن اون فکر می کنیم!
 
                                    
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 3:20  توسط your brother  | 

کمی تامل

خوشبختی یك سفر است، نه یك مقصد ...

هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن وجود ندارد.

زندگی كنید و از حال لذت ببرید

                                 
حضورهیچکس در زندگی ما اتفاقی نیست خداوند در هر حضور

 جادویی نهان کرده برای کمال ما.

خوش آن روزی که در یابیم جادوی حضوریکدیگر را

   
                                  
وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود

ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم

که دری که برایمان باز شده را نمی بینیم

                                

زیباترین حکمت دوستی، به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن

                                

اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند.

روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند،فقط

یک پسربچه با چتر آمده بود،این یعنی اعتقاد.

                                

سنگینی باری که خداوند بر روی دوش ما میگذارد آنقدر نیست

 که کمر مان را خرد کند

آنقدر است که ما را برای دعا کردن به زانو در آورد . . .

                                         

اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد

باور محال بودنش را عوض کن . . .

                              

                                   

                                        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 1:25  توسط your brother  | 

حکایتی از کریم خان زند


مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند...
سربازان مانع ورودش مي شوند!
خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود

ومي پرسد ماجرا چيست؟
پس از گزارش سربازان به خان؛

وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند...
مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد:

چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟
مرد مي گويد دزد،

همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم !

خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟!
مرد مي گويد: من خوابيده بودم!
خان مي گويد: خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟
مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش

در تاريخ ماندگار مي شود

وسرمشق آزادي خواهان مي شود ...
مرد مي گويد:

من خوابيده بودم، چون فكر مي كردم تو بيداري...!

خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند
وسپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند
ودر آخر مي گويد: اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 0:57  توسط your brother  | 

چپ دست‌های معروف


لئوناردو داوینچی
 

ناپلئون
 

ماهاتما گاندی

مدیر شرکتIBM

جولیا رابرتز

جان اف کندی

جیم کری

بوش پدر

بوروس ویلیس

آنجلینا جولی

بیل گیتس

انیشتین

چارلی چاپلین

باراک اوباما


و خواهر گلم

با وجود انیشتن. ماهاتما گاندی. ناپلئون.  بیل گیتس وچارلی چاپلین میتونیم نتیجه بگیریم دنیا مدیون چپ دستهاست

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 5:21  توسط your brother  |